پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

46

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

ديرينه‌شان ترس از ايرانيها و آزار رعايا و روستائيان است دسته دسته در اطراف اين نواحى پراكنده‌اند و روستائيان بينوا را صدمه مىزنند . اينك اى ارباب ، بيا فكرى كن و هم خودت و هم ايرانيها را از تعرض آنها محفوظ بدار و هم ما ستمديدگان را از مزاحمت ايشان آسوده ساز . اگر يكروز به قصد شكار به خارج شهر به روى يقينا شكارهاى خوبى به چنگ خواهى آورد زيرا اين دزدان ملعون به دسته‌هاى چهار يا پنج نفرى متفرق مىشوند و به چپاول و غارت مىپردازند . » گفته‌هاى روستائى در « گلون » مؤثر واقع شد و از او پرسيد به نظر تو براى اين كار چند نفر سرباز ايرانى لازم است همراه بردارم . روستائى گفت چون روميها زيادتر از پنج نفر حركت نمىكنند پنجاه نفر كافى است ، ليكن اگر براى احتياط صد نفر همراه داشته باشى زيانى نخواهد داشت و هرگاه دو برابر اين عده يعنى دويست نفر با خود ببرى از هر جهت بهتر خواهد بود چه از زيادى عده زيانى متوجه تو نخواهد شد . به اين جهت « گلون » دويست نفر سوار برگزيده با خود برداشت و به روستائى نيز امر كرد كه به راهنمائى وى حركت كند . ليكن روستائى مكار به وى گفت كه بهتر است من تنها پيشاپيش تو بروم تا نواحى اطراف را وارسى كنم و محل اقامت دسته‌هاى رومى را به دقت تعيين نمايم و به تو اطلاع دهم كه در موقع مناسب غفلتا بر آن‌ها بتازى « گلون » رأى او را پسنديد و او را تنها روانه ساخت و وى چون از شهر بيرون شد يكسره به نزد « پاتريسيوس » شتافته او را از چگونگى امر آگاه ساخت و سردار رومى نيز دو نفر از نگهبانان خاصهء خود را با هزار مرد جنگى همراه وى فرستاد . روستائى سربازان رومى را به نقطهء موسوم به « تيلاسامون » « 1 » كه چهل « استاد » تا شهر « آمد » فاصله داشت آورد و آنها را در ميان دره‌ها و بيشه‌ها پنهان ساخت و به آنها سفارش كرد كه تا موقع مراجعت

--> ( 1 ) - Thilasamon